هرگز کسی نخواهد دانست که بوم سفید نقاشی برایم بسان موجود جانداری است که تا آخرین حرکت قلمو ، سرسختانه برای بقا تلاش می کند . بقای او ، در شناخت یا دانش من نیست ، حسهای فراتر از هوشیاری هستند که از قلم آغشته به رنگ تراوش می کنند تا به بودن یا نبودن آن رای صادر کنند . از این روی هرگز پیشاپیش سرنوشت بومی که در مقابلم قرار می گیرد ، نمی دانم و نمی توانم کیفیت آن را از پیش تعیین کنم . چقدر آسان و ساده می بود اگر نتیجه کار همانی می شد که در آغا تصمیم گرفته بودم ! ایران درودی ( در فاصله دو نقطه )