تبليغاتX
Daisypath Ticker Lilypie 1st Birthday Ticker بوم سفید - بازی کتاب !
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار ... ... ... چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

خب ! پاپتی من را به بازی کتابهای نیمه خوانده دعوت کرده که تا فسقلی خواب است تند تند می نویسم ...

۱- کتاب " امشب دختری می میرد " نوشته ارونقی کرمانی را وقتی شروع به خواندن کردم که کلاس چهارم دبستان بودم . درست خرداد ماه که وقت امتحانات ثلث آخر است . کتاب را که از کتابخانه بابا کش رفته بودم ٬ در فاصله بین تختخوابم و دیوار اتاق پنهان می کردم و وقتی تنها بودم می خواندم . یک روز خواهر بزرگم " مرجان " که آن قدیم ندیمها به آنتن ماهواره معروف بود ٬ آن را پیدا کرد و تحویل بابا داد . بابا هم کتاب را توی زیرزمین که مارمولکها در آن زندگی مسالمت آمیز داشتند قایم کرد و من چون از مارمولک خیلی می ترسیدم ٬ هرگز دوباره به سراغ کتاب نرفتم !!!!

۲- کتاب " برباد رفته " نوشته مارگارت میچل را از وقتی خواندن و نوشتن یاد گرفتم چند باری خواندم ٬ اما همیشه تکه تکه و فقط بخشهای حساسش را !!!!!!!!!!! فیلم کتاب را پیش از آنکه به مدرسه بروم دیده بودم و شیفته اش بودم . وقتی کلاس سوم راهنمایی بودم رسما خواندنش را شروع کردم اما چون عاشق شخصیت رت باتلر بودم و دوست نداشتم اسکارلت را ترک کند ٬ تا مدتها فصل پایانی کتاب را نخواندم . یک سال بعد ٬ بابا کتاب دوجلدی اسکارلت را به من عیدی داد که ادامه بربادرفته بود و در آن اسکارلت و رت دوباره به هم می رسیدند . سرانجام طلسم برباد رفته شکست !

۳- وقتی دانشجو بودم همه درمورد کتاب " آخرین وسوسه مسیح " حرف می زدند ... من هم خواستم سری توی سرها دربیاورم اما فقط چند صفحه اول کتاب را خواندم . تحمل دیدن فیلم را هم نداشتم !

۴- از مجموعه " کلیدر " محمود دولت آبادی ٬ تنها دو یا سه جلدش را خواندم . داستان جذبم نمی کرد اما فضا برایم دل انگیز بود . بعد از یکی دو جلد تکراری شد !

۵- کتابهای دانشگاهی ام اکثرا " نیمه خوانده ماندند ٬ اما فاجعه انگیز کتاب " مقدمه علم حقوق " نوشته ابوالفضل قاضی بود که حتی برای امتحان هم نخواندم و از روی نت برداریهای زیبا ـ همکلاسی ام در دانشگاه - امتحان دادم !

۶- کتاب " خفتگان بیدار " را که سال دوم دبیرستان ٬ بانو به من هدیه داده بود بارها شروع به خواندن کردم اما هربار اتفاق بدی افتاد که خواندن کتاب را به حالت تعلیق درآورد . دست آخر به این نتیجه رسیدم که کتاب برایم نحسی می آورد و آن را کنار گذاشتم !

۷- کتاب " هنر مدرن " را که یک بنده خدایی به مناسبت تولدم به من هدیه داده بود بارها و بارها و بارها شروع به خواندن کردم اما در آخر فقط در بحر تصاویرش فرو رفتم !

پی نوشت : حالا که بحث به هنر و نقاشی رسید ٬ بعد از مدتی وقفه تصویر یکی از کارهایم را که بهار امسال کشیده بودم اینجا می گذارم . شاد باشید !

تابلوی فره وهر - بهار 1386

نوشته شده توسط مژده  در ساعت 17:24 | لینک  |